ای دل

 

  

 

  دوباره باز هم لرزیدی ای دل

                                           برای من چه خوابی دیدی ای دل؟

     دوباره مثل یک پیچک چه آسان

                                                    به دور عاشقی پیچیدی ای دل

    غرور سبز خود را با سخاوت

                                                 به یک لبخند او بخشیدی ای دل

    تو مثل یک عروسک بی اراده

                                            به هر سازی که زد رقصیدی ای دل

     برایش شعر میگفتی ولیکن

                                                      نمیدانم به چه امیدی ای دل

     چه رنگی داشت احساس تو وقتی

                                                 زشهر چشم او کوچیدی ای دل؟

    به یاد خاطراتش باز امشب

                                       لباس شاعری پوشیدی ای دل!!!

 

 

 

 

معلم

روزت مبارک معلم عزیزم

 

مي توان در سايه آموختن                           گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم                            از معلم جان روشن   يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو                       چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما

يک پدر بخشنده آب و گل است                      يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين

 

هنر معلمي:

 معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان

جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در

نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره

شده است:

 اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم

 الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5) بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از

خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به

انسان آنچه را که نمي دانست.

 در اين آيات خداوند، خود را �معلم� مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از

آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.  مقام معلم بودن خدا،

 بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش

 داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

 از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.

 شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:

 خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش

را به  بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار

 مي رفت،  شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد

 و آن مزيت به  عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با

تعبير �الاکرام� بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار

نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه  او، يعني علم و دانش هم طراز است.

  به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:

 معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛

 دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.

معلّمي برتر از شهادت

 حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:� هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع

 مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش

 مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت �. اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية

علم و تربيت معلمان  و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.

 

روز جهانی کار و کارگر

روز جهانی كار و كارگر

در اول ماه مه 1886، پليس شيکاگو با حمله به تظاهرات گسترده کارگران، که براي هشت ساعت کار در روز، و حق تشکيل اتحاديه هاي کارگري برپا شده بود، آنان را به خاک و خون کشيد. چند روز بعد، دادگاه چند تن از رهبران کارگران را محاکمه ، و به مرگ محکوم کرد. يکي از رهبران کارگران اعتصابي ، پس از اعلام راي ، در برابر دادگاه چنين گفت:

کارگران اينک دريافته اند، که مي توانند با اتحاد و همبستگي، و مبارزه جمعي بر مشکلات خود فائق آيند. کارگران دريافته اند که چه قدرت عظيمي در اتحاد آنان نهفته است ، و به همين دليل است که کارفرماها با تمام توان مي کوشند تا اتحاد کارگران را بشکنند، و ميتينگ کارگران را به خون بکشند. ما کارگران گرد هم آمديم تا اندکي از حقوق خود را باز پس بگيريم؛ اما اکنون از دادگاه و زندان سر در آورده ايم . آيا اين است معناي برابري و عدالت در جامعه ما؟ امروز اگر صداي حق طلبانه ما را با گلوله خفه مي کنيد ، مطمئن باشيد که اين صداها ديگر خاموش شدني نيست، و هر روز طنين آن رساتر خواهد شد.

رهبران کارگران شيکاگو به دست مستکبران جان باختند ؛ اما حقانيت گفته هايشان به تدريج بر همگان مسلم شد.

در سال 1889، کنگره بين المللي کارگران در پاريس ، به پيشنهاد نماينده کارگران آمريکا ، روز اول ماه مه را به عنوان روز جهاني کارگر برگزيد ، و در پي آن در بسياري از کشورهاي دنيا ، کارگران با برپايي اعتصاب و تظاهرات گسترده ، اين روز را گرامي داشتند و ياد و خاطره کارگران به خاک و خون کشيده شده را زنده نگه داشتند.

سازمان بين المللي کار

اين سازمان به عنوان يک نهاد خود مختار، و وابسته به مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1919 براساس معاهده ورساي برپا شد. موافقت نامه مربوط به برقراري رابطه بين اين سازمان و سازمان ملل متحد در سال 1946 به تصويب رسيد و آن را به صورت  نخستين کارگزاري تخصصي وابسته به سازمان ملل متحد درآورد.

الف) هدف ها و فعاليت ها

سازمان بين المللي کار در جهت پيشبرد عدالت براي افراد شاغل به کار، در تمام نقاط جهان فعاليت مي کند و عمده فعاليت هاي آن عبارتند از:

1)       تنظيم سياست ها و بين المللي کردن برنامه ها به منظور بهکرد شرايط کار و زندگي.

2) برقراري معيارهاي کار به عنوان رهنمودهايي براي مسوؤلان ملي در به اجرا در آوردن اين   سياست ها.

3)    اجراي يک برنامه وسيع همکاري هاي فني، براي کمک به دولت ها و عملي کردن اين سياست ها به شيوه اي کار ساز و اقدام به کار آموزي .

4)       آموزش و پژوهش به منظور کمک به پيشبرد اين تلاش ها.

سازمان بين المللي کار، از آن جهت در ميان سازمان هاي جهاني منحصر به فرد است، که در امر تنظيم سياست هاي آن، نمايندگان کارگران و کارفرمايان از حق اظهار نظر برابر با نمايندگان دولت ها برخوردارند. کنفرانس بين المللي کار با حضور چهار عضو از هر کشور ( دو نماينده از سوي دولت، يک نماينده از طرف کارگران و نماينده اي از سوي کارفرمايان) تشکيل شده است.  يکي از مهم ترين اهداف سازمان عبارت است از تصويب کنوانسيون ها وتوصيه هايي که متضمن برقراري معيارهايي در ارتباط با مسائل کارگري در زمينه هايي مانند آزادي عضويت در تشکل ها، دستمزدها، ساعات و شرايط کار، جبران خسارت هاي وارده به کارگران، بيمه هاي اجتماعي ، مرخصي با استفاده از حقوق، ايمني صنعتي، خدمات اشتغال و بازرسي مسائل مرتبط مي باشند.

اجراي مقررات کنوانسيون هاي سازمان بين المللي کار براي کشورهايي که آن ها را امضا کرده اند الزامي است؛ در حالي که توصيه هاي سازمان مذکور تنها در حکم رهنمودهايي براي سياست گذاري ، قانون گذاري و شيوه عمل هاي ملي است.

از زمان تاسيس اين سازمان تاکنون، بيش از 350 کنوانسيون و توصيه نامه به تصويب رسيده است.

سازمان براي اجراي مفاد عهد نامه ها توسط کشورهايي که آن ها را مورد تصويب قرار داده اند نظارت به عمل مي آورد و براي تحقيق در خصوص شکايت هاي مربوط به نقض حقوق اتحاديه کارگري نيز رويه عمل ويژه اي دارد.

کارشناسان سازمان بين المللي کار از طريق برنامه کمک هاي فني سازمان در زمينه هايي از قبيل کارآموزي حرفه اي، فنون مديريت، برنامه ريزي نيروي انساني، ايمني و بهداشت محيط کار، سياست هاي اشتغال،  نظام هاي امنيت اجتماعي، تعاوني ها و صنايع دستيِ کوچک مقياس، به کشورهاي عضو ياري مي رسانند.

سازمان بين المللي کار از طريق موسسه بين المللي مطالعات کار در ژنو و مرکز بين المللي کار آموزي فني و حرفه اي پيشرفته در تورين ايتاليا، فرصت هايي براي آموزش در اختيار مي گذارد.

ب ) مديريت

فعاليت هاي سازمان بين المللي کار که کليه اعضا در آن نمايندگي دارند در فواصل بين اجلاس، سالانه، از طريق يک هيات حاکم مرکب از نمايندگان 28 کشور عضو، 14 عضو کارگر و مابقي کارفرما، هدايت مي شود.

اسلام و حقوق کارگر و کارفرما

امامان و پيشوايان دين (ع)، در سخن و در عمل ، به کار و اشتغال تاکيد داشته و از بيکاري به شدت دوري کرده اند. در روايات آمده است کسي که به کار و تلاش مشغول است، از کسي که کار را رها کرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزونتر دارد و نيز در روايات است که دعاي بيکار هر چند عابد باشد مستجاب نمي شود. هم چنين در روايات است که پيامبر اکرم کارهاي خانه را انجام مي داد و نيز در خبر است که امام صادق (ع) فرمود:

هر آن کس که جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند و کالاي مورد نياز خانه را خود حمل کند، از تکبر ايمن باشد.

از حضرت علي (ع) نقل شده است که فرمود:

روزي در مدينه سخت گرسنه بودم، از شهر بيرون شدم تا کاري پيدا کنم و مزدي به دست آورم. مقداري از شهر دور شدم به کنار خانه زني رسيدم و ديدم مقداري گِل خشک انباشته است دانستم وي مي خواهد آن گِل ها را جهت ساختمان، تر کند، به نزد او رفتم و با وي قرار بستم درازاي هر دلو بزرگ آب که بر آن گِل ها بريزم يک دانه خرما بستانم. شانزده دلو کشيدم و از سنگيني دلوها دستم تاول زد. وي شانزده دانه خرما به من داد و من خرماها را به نزد پيامبر (ص) بردم و دو نفري آن ها را خورديم.

در روايات اسلامي از اميرالمومنين (ع)، درباره احياي زمين، ايجاد باغ ها، حفر قنوات، کارگري براي ديگران و ... بسيار سخن به ميان آمده است.

امام صادق (ع) فرمود:

اميرالمومنين (ع) بيل  مي زد و زمين را احياء مي کرد و از در آمد و دسترنج خويش هزار بنده آزاد کرد تمام اين ها حاکي از ارزشمندي کار و کارگري، و مذموم بودن تنبلي و کسالت و بيکاري است.

در احاديث و روايات اسلامي از کار کردن به عنوان عملي دنيوي و اخروي ياد شده که داراي اجر و ثواب بسيار است و نسبت به آن توصيه هاي بسياري شده است به طوري که عنوان جهاد کننده در راه خدا بر کارگري که براي اداره زندگي خانواده اش سعي و تلاش مي کند اطلاق شده است. حضرت علي (ع) فرموده است:

خداوند به حضرت داود (ع) وحي فرستاد که تو بنده بسيار خوبي هستي و تنها نقطه ضعفي که در تو وجود دارد اين است که کار نمي کني و از دسترنج خود امرار معاش نمي کني بلکه از بيت المال حقوق مي گيري. داود چهل روز گريست و سپس به شغل آهنگري روي آورد و از آن طريق مخارج خود را تامين نمود.

شخصي گفت: ديدم امام صادق (ع) در زميني کار مي کند و از شدت گرما پيوسته عرق مي ريزد. عرض کردم فدايت شوم بيل را به من بدهيد تا اين کار را انجام دهم . فرمود دوست دارم در طلب رزق و روزي، گرماي خورشيد مرا آزار دهد و من اجر و پاداش ببرم. در روايات است که حضرت علي (ع) هيزم جمع مي کرد، چشمه و قنات حفر مي نمود، باغ و مزرعه آبياري مي کرد و حضرت زهرا(س) گندم آرد مي کرد و نان مي پخت. حضرت صادق (ع) فرمود: خداوند انساني را که خوابيدن و بيکاري او زياد باشد مبغوض مي دارد.

يکي از صوفيه ها به نام محمد بن منکدر گفت:

در يک روز گرم تابستان ديدم امام باقر (ع) مشغول زراعت است و عرق از سراپاي او جاري است به او گفتم: اگر شما در اين حال بميريد در چه حالي از دنيا رفته ايد؟ آيا در حال حرص زدن براي دنيا نمرده ايد؟ حضرت فرمود: اگر در اين حال بميرم در حال عبادت و اطاعت خدا مرده ام؛ چون من عرق مي ريزم و کار مي کنم تا محتاج تو و امثال تو نباشم.

کارگري نزد امام صادق (ع) آمد و گفت من کارگري هستم که ديگر توان کار ندارم و دستم قدرت ندارد. حضرت فرمود:

برو کار کن اگر با دست نمي تواني کارکني بار بر روي سرت بگذار و ببر و با اين کار عزت خود را حفظ کن و زن و بچه ات را در آسايش و رفاه قرار بده

پيامبر اکرم (ع) فرمود:

بعضي از گناهان فقط با سعي در طلب رزق و روزي و درآمد آبرومند پاک مي شود و فرمود:

کسي که از راه حلال در طلب دنيا باشد و قصد او (از کار کردن) توسعه دادن زندگي زن و بچه، و  بي نيازي از تقاضا کردن از ديگران، و نيز رسيدگي به همسايگان و مستمندان باشد در حالي که صورتش چون ماه شب چهاردهم درخشندگي دارد به ديدار خداوند مي شتابد.

و نيز فرمود:

خداوند بنده اي را که سختي بکشد تا در آمدي کسب کند و بي نياز از ديگران شود دوست دارد.

کارگر و حقوق او

کارگر از نظر قانون کار، کسي است که به هر عنوان در مقابل دريافت حق السعي (اعم از مزد، حقوق،  سهم سود و ساير مزايا) به درخواست کارفرما کار مي کند.

کارگر در ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است، به طوري که رسول گرامي اسلام (ص) و امير المومنين (ع) و ساير امامان معصوم (ع) از کار و کارگر تجليل کرده و خود نيز کار مي کردند و خود را کارگر مي دانستند، و در تاريخ منقول است که حضرت علي (ع) باغ هاي ديگران را آبياري مي کرد و از آن ها دستمزد مي گرفت.

و چون چنين است در معارف و احکام اسلامي، حقوقي براي کارگران معين شده و نسبت به اجراي دقيق آن ها تاکيد بسيار شده است، تا جايي که امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود مي فرمايد:

حق زيردستان بر تو آن است که بداني ضعف آن ها و قدرت تو (از نظر مالي، بدني و فکري) دليل تسلط تو بر آنها شده است. پس بايد با آنها به عدالت رفتار کني و مانند پدري مهربان براي آنها باشي، از ناداني وجهل و اشتباه آنها درگذري و در عقوبت آنان تعجيل نکني و بر اين کارفرمايي که خدا به تو داده است سپاسگزار باشي.

و در سخني ديگر، از اذيت و آزار کردن نسبت به کارگران نهي فرموده است و صريحا دستور مراعات حق آن ها را صادر کرده، مي فرمايد:

حق کسي که کارهاي (خانه، مغازه، کارگاه ، کارخانه) تو را انجام مي دهد، آن است که بداني او را خدا خلق کرده و در حقيقت از پدر و مادر تو است (آدم و حوا). تو مالک و خالق او نيستي و رزق او نيز در دست تو نيست. پس به او نيکي کن و آزارش مده.

به عبارت ديگر مي توان گفت که در روايات اسلامي، حقوقي براي زير دستان ذکر شده است، که مناسب است در اين جا نمونه هايي را تحت عنوان حقوق کارگردان يادآور شويم .

پيامبر اکرم (ص) فرمود:

حق کارگر بر کارفرما آن است که لباس و غذاي خوب به او بدهد، بيش ازحد طاقت، او را به کار وا ندارد

شخصي نزدرسول خدا (ص) آمد و گفت: تا چه مقدار اشتباهات و نافرماني هاي کارگر را مورد عفو قرار دهيم؟ حضرت پس از مدتي سکوت فرمود:روزي هفتاد مرتبه از او درگذر و نيز فرمود:

همه شما نسبت به زيردستان و کارگزاران خود مسئول هستيد.

در روايت است که يکي از خدمتکاران و کارگران زن که در منزل امام سجاد (ع) کار مي کرد، روزي براي وضوي حضرت آب از چاه آورده بود، اما ناگهان ظرف آب از دستش افتاد؛ آبها بر آن حضرت ريخت، حضرت نگاهي به او کرد؛ اما قبل از آن که صحبتي بفرمايد، آن زن تقاضاي عفو و بخشش نمود و آياتي از قرآن را خواند و امام سجاد فورا از تقصير او درگذشت...

حنان بن شبيب گويد:

چند نفر کارگر جهت کار در يکي از باغ هاي امام صادق (ع) اجير کرده بوديم که تا عصر کار کنند؛ چون کارشان به اتمام رسيد، حضرت به نماينده خود فرمود: پيش از آن که عرقشان بخشکد مزدشان را بپرداز

پيامبر اکرم (ص) فرمود:

خداوند تبارک و تعالي از هر گناهي مي گذرد(با توبه) جز اين که کسي مهريه زني را منکر شود و يا حقوق کارگري را غصب کند و ادا ننمايد

به هر حال حقوق کارگر بر کارفرما به طور خلاصه به اين شرح است:

1-     خوراک و لباس او را به نحو مطلوب تامين کند.

2-     بيش از اندازه طاقت از او کار نکشد.

3-     متکبرانه با او رفتار ننمايد.

4-     از خطاها و نافرماني هاي او درگذرد.

5-     دستمزد و حقوق او را کاملا بپردازد.

کارفرما وحقوق او

کارفرما شخصي است حقيقي يا حقوقي که کارگر به درخواست و به حساب او در مقابل دريافت حق السعي کار مي کند.

مديران و مسوؤلان (به طور عموم تمام کساني که عهده دار اداره کارگاه هستند) نماينده کارفرما محسوب مي شوند ، و کارفرما مسئول کليه تعهداتي است که نمايندگان مذکور در قبال کارگر به عهده مي گيرند.

نقل شده است که امام صادق (ع) خدمتکارش را براي انجام کاري فرستاد. مدتي گذشت اما آن کارگر بازنگشت. حضرت به سراغ او رفت و ديد در گوشه اي خوابيده است، بالاي سرش نشست و او را باد مي زد تا اين که از خواب بيدار شد.

وقتي از خواب برخاست امام بدون آن که عصباني بشود فرمود:

فلاني، اين درست نيست که تو هم شب ها استراحت کني و هم روزها، شب ها خوب بخواب و کارهاي روزانه را هم خوب انجام بده.

يعني از ساعاتي که طبق قرارداد بايد کار کني کم مگذار و کاملا در اوقات کاري به انجام وظيفه ات مشغول باش.

در منطق اسلام، کارکردن عبادت است و اگر با انگيزه کسب درآمدحلال به جهت اداره آبرومندانه زندگي همراه باشد اجر و ثواب جهاد در راه خدا را در پي دارد و لذا نقل شده است که پيامبر دست کارگر را مي بوسيد> چون دست مجاهد في سبيل الله بود.